|
Single |
|
|
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام به همه کاربران
اگه میخواید بازدید وبلاگ و یا سایتتون بیشتر بشه در
لینک زیر ثبت نام کنید
من ثبت نام کردم خیلی خوبه
راستی میتونید مطلب بزارید ُ اپلود کنید ُتبلیغ کنید ُ دانلود کنید ومطالب جالب و اموزنده زیادی داره و...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
+ نوشته شده در شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 21:2 توسط تنها |
در روابط دوستانه و یا در روابطی که در حد نامزد بودن و برای به دست آوردن شناحت از طرف مقابل است ، باید چه کاری انحام دهیم ؟ آیا میتوانیم تنها به کتابهای و یا توصیههایی که در تلویزیون و یا فیلمهای در این رابطه میبینیم بسنده کنیم ؟ برو ادامه مطلب راستی نظر یادت نره
اگر شما عاشق نامزد یا دوستتان باشید دارای شرایط و احساسات زیر هستید : ؟؟؟؟؟؟![]()
: ادامــه مــطــلــب :
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 19:15 توسط تنها |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 17:50 توسط تنها |
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 11:34 توسط تنها |
بیل گيتس هر از گاهی در دانشگاهها و دبيرستانهای آمريکا با دانشجويان و دانش آموزان ملاقات داشته و برای آنها سخنرانی می کند. گيتس اخيرا طی يک سخنرانی در يکی از دبيرستانهای آمريکا خطاب به دانش آموزان جمله ای گفت که خيلی سروصدا کرد. او گفت در دبيرستان های آمريکا خيلی چيزها را به دانش آموزان نمی آموزند. او در ادامه سخنرانی اش هفت اصل مهم را که دانش آموزان در دبيرستان فرا نمی گيرند به شرح زير نام برد: اصل اول : در زندگی هيچ چيز عادلانه نيست و بهتر است با اين حقيقت کنار بياييد. اصل دوم: دنيا هيچ ارزشی برای عزت نفس شما قايل نيست. در اين دنيا از شما انتظار می رود قبل از اينکه نسبت به خودتان احساس خوبی داشته باشيد کار مثبتی انجام دهيد. اصل سوم : پس از فارغ التحصيل شدن از دبيرستان و استخدام شدن، کسی به شما حقوق فوق العاده زيادی پرداخت نخواهد کرد. به همين ترتيب قبل از آنکه بتوانيد به مقام و موقعيت بالاتری برسيد بايد برای مقام و مزايايش زحمت بکشيد. اصل چهارم : اگر فکر می کنيد آموزگارتان سخت گير است در اشتباه هستيد. پس از استخدام شدن متوجه خواهيد شد که رييس شما سخت گيرتر از آموزگارتان است چون امنيت شغلی آموزگارتان را ندارد. اصل پنجم : آشپزی در رستورانها با غرور و شان شما تضاد ندارد. پدربزرگ های ما برای اين کار اصطلاح ديگری داشتند از نظر آنها اين کار يک فرصت بود. اصل ششم : اگر در کارتان موفق نيستيد والدين خودتان را ملامت نکنيد از ناليدن دست بکشيد و از اشتباهات خود درس بگيريد. اصل هفتم : قبل از آنکه شما متولد بشويد والدين شما هم جوانان پر شوری بودند و شايد هرگز به قدری که اکنون به نظر شما می رسد ملال آور نبوده اند ده فرمان کارآفرينی به ادامه مراجعه کنید
: ادامــه مــطــلــب :
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 1:32 توسط تنها |

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 13:9 توسط تنها |
با آرزوی تو ای دوست عمریست در جستوجویم اما چه دور است درد است من از آرزویم من نیز میدیدمت کاش چون دیگران فارق از عشق افسوس که این چشم گریان ریزد به خاک آبرویم با من تو مهر داری ای ماه خورشید پرتو اما تو از باره عشق چون ساغری من سبویم اگر آبرو مال و جاه است چیزی ندارم از این جنس ور عشق خواهی تو آیا بس نیشت اشک ابرویم تو مهر آشفته مویی ماه شب ارزویی با من توتار به رویی با مهر و مه روبه روییم من مستم پیرمستان جانم از این دست مستان
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 10:37 توسط تنها |
- بدبخت حسین دلت بسوزه همون دختری که به تو پا نمیداد من رفتم شمارشو گرفتم
وقتی دخترا دور هم خلوت میکنن چی میگن ؟؟؟
- مهشید دیشب دوست پسرت بهت زنگ زد ؟/ نه یه هفته هست بی محلی میکنه / تودلش میگه/ خاک تو سرت آخه خودم مخشو زدم
- وای پسر ! این دختره دانشجو که توی کلاس ماست رو دیدین عجب هیكلی داره !
- من بدجوری عاشقش شدم . اگه این خوشکله با من دوست بشه من همه ی دوست دخترهام رو کنار میگذارم .
- ...ها ! حوصله مون سر رفت ! دو تا ...شعر بگین تا بخندیم !
- یک سی دی توپسی گیرم اومده که خیی باحاله . جدیدترین شوی جنی فر لوپر و شکیراست .
- بچه ها این دختره رو دیدین که مانتو صورتی میپوشه و یه عینک آفتابی هم میزنه . وقتی هم که توی دانشگاه را میره هیچکی رو تحویل نمیگیره . باید حالشو بگیریم ....بهش!
- ما اینیم دیگه بالاخره شماره رو دادیم به دختره فقط دنبال خونه خالی میگردیم .
- بچه ها من میخونم شماها دست بزنید ... توی کوچمون دختره قد بلنده ...
- بر و بچ جاتون خالی امروز رفتیم کافی نت یه رومی رو به گند کشیدیم
-دیشب جاتون خالی.مامانم اینا نبودن یه غذای توپ!!! درست كردم.فقط یه كم زیادی رو گاز موند كه اونم مهم نیست.نمیدونید ته دیگ تخم مرغ چه خوشمزه هست!
- راستی یه پسره ای هست بدجورمایه داره هر کاری میکنم بی محلی میکنه / سعی کن جلوش تو جمع خود شیرینی کنی شاید خوشش بیاد
- همه دخترای فامیلمون ازدواج کردن فقط من موندم چی کار کنم آخه / خب خاک توی اون سرت تو هم مثل ما خودتو بند یکی از همین پسرای دانشکده کن دیگه
- راستی دیشب تو مهمونی هانیه خاک تو سر لباسهای مد پارسال رو تنش کرد ه بود کلی بهش خندیدیم / بر عکس دوست پسرش اینقدر ماهه حیف اون پسر واسه اون کاش ماله من بود
- راستی الهه قرار بود گلچین کامل کارهای گلزار رو واسم بیاری چی شد؟ / آخ الهی که من قربونش بشم . تا دو روز دیگه میاد دستم
- الان هیچی دیگه نداری / چرا کلیپ ها و عکس های حسین تهی رو رو DVD دارم میخوای؟ / جون الهه راست میگی بده من
- راستی کامران هومن جدید ندادن ؟/ نه فعلاً
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 11:48 توسط تنها |
شهره قمر من متولد اول مهر ماه 1364 ٬ متولد کردستان هستم، آقای کریمی گفتند ما یک زن کاملا وحشی و آنچنانه می خواهیم. برای اینکه دست رد به سینه استاد کیمیایی نزده باشم ، رفتم و آن نقش را بازی کردم!!(ooo) Charlize Theron را خیلی دوست دارم در بازیگرهای هالیوودی اگه طالبشی برو ادامه
: ادامــه مــطــلــب :
+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 20:28 توسط تنها |
01) English : I Love You


02) Persian : To ra doost daram
03) Italian : Ti amo
04) German : Ich liebe Dich
05) Turkish : Seni Seviyurum
06) French : Je t'aime
07) Greek : S'ayapo
08) Spanish : Te quiero
09) Hindi : Mai tumase pyre karati hun
10) Arabic : Ana Behibak
11) Iranian : Man doosat daram
12) Japanese : Kimi o ai shiteru
13) Yugoslavian : Ya te volim
14) Korean : Nanun tangshinul sarang hamnida
15) Russian : Ya vas liubliu
16) Romanian : Te iu besc
17) Vietnamese : Em ye^ Ha eh bak
18) Syrian/lebanese : Bhebbek
19) Swiss-German : Ch'ha di ga"rn
20) Swedish : Jag a"Iskar dig
21) Africans : Ek het jou li ... 

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 16:4 توسط تنها |
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 12:59 توسط تنها |
خوب یه نظر بدید دیگه برای دیدن عکس ها برو ادامه مطلب
: ادامــه مــطــلــب :
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم مهر 1388ساعت 12:53 توسط تنها |
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 14:31 توسط تنها |
برای ادامه عکس ها برو ادامه مطلب ![]()


: ادامــه مــطــلــب :
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 14:30 توسط تنها |
عکس های جالب ودیدنی برو ادامه مطالب

: ادامــه مــطــلــب :
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 14:22 توسط تنها |
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 9:44 توسط تنها |
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن، پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟
مادر گفت: 25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد. صبح سراغ مادرش رفت. وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود.
+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 23:18 توسط تنها |
تمام وجودم فداي مادر عزيزم.
كودكي كه آماده تولد بود، نزد خدا رفت و پرسيد : مي گويند فردا شما مرا به زمين ميفرستيد، اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه مي توانم براي زندگي به آنجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از ميان تعداد بسيار فرشتگان، من يكي را براي تو در نظر گرفته ام. او در انتظار توست و از تونگهداري خواهد كرد.
اما كودك هنوز مطمئن نبود كه مي خواهد برود يا نه .
اما اينجا در بهشت، من هيچ كاري جز خنديدن و آواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من كافي هستند.
خداوند لبخند زد: فرشته تو برايت آواز خواهد خواند، هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهي كرد و شاد خواهي بود.
كودك ادامه داد: من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان آنها رانمي دانم؟
خداوند او را نوازش كرد و گفت : فرشته تو زيباترين وشيرين ترين واژه هايي را كه ممكن است بشنوي در گوش تو زمزمه خواهدكرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني؟
كودك با ناراحتي گفت: وقتي مي خواهم با شما صحبت كنم، چه كنم ؟
خدا براي اين سوال هم پاسخي داشت : فرشته ات دستهايت را در كنار هم قرار خواهد داد و به تو ياد مي دهد كه چگونه دعا كني.
كودك سرش را برگرداند و پرسيد : شنيده ام كه در زمين انسانهاي بدي هم زندگي مي كنند. چه كسي از من محافظت خواهد كرد؟
فرشته ات از تو محافظت خواهد كرد، حتي اگر به قيمت جانش تمام شود.
كودك با نگراني ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل كه ديگر نمي توانم شما را ببينم، ناراحت خواهم بود.
خداوند لبخندزد و گفت : فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد كرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد آموخت، گرچه من هميشه در كنار تو خواهم بود.
در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهايي از زمين شنيده ميشد. كودك مي دانست كه بايد به زودي سفرش را آغاز كند.
او به آرامي يك سوال ديگر از خداوند پرسيد : خدايا اگر من بايد همين حالابروم، لطفاً نام فرشته ام را به من بگوييد.
خداوند شانه او را نوازش كرد و پاسخ داد : نام فرشته ات اهميتي ندارد.
به راحتي ميتواني او را مادر صدا كني.
+ نوشته شده در شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 10:4 توسط تنها |
| ||||||